محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1603

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

183 دانسته است و مىگويد : « . . . ثم بايع لعبد الله المأمون بالرّقة فى سنة 183 و ولَّاه من حدّ همدان الى آخر المشرق . . . » . در تاريخ يعقوبى نيز ( ترجمه ، ج 2 ، ص 421 ) سال بيعت مأمون « صد و هشتاد و سه » آمده است ، و عبارت تاريخ گويا است : « رشيد در همين سال 183 براى پسرش - عبد الله - مأمون به وليعهدى پس از محمّد بيعت كرد ، و از همهء مردم حتى بازاريها براى وى بيعت گرفت ، و ميان بيعت [ براى مأمون ] و بيعت براى محمّد هشت سال [ فاصله ] بود . » در دو نسخهء ص ( 410 b ) و صب ( 309 a ) نيز « سال صد و هشتاد و سه » آمده است . در الكامل ( ج 6 ، ص 161 ) ، سال بيعت با مأمون ، صد و هشتاد و دو ياد شده است : « ثم دخلت سنة اثنتين و ثمانين و مائة . فى هذه السنة بايع الرشيد لعبد الله المأمون بولاية العهد بعد الامين ، و ولاه خراسان و ما يتصل بها الى همدان ، و لقّبه المأمون ، و سلَّمه الى جعفر بن يحيى » . ص 1191 ، س 8 : « به سال صد و هشتاد و سه ، عبد الله را ولى عهد كرد از پس محمد » . چنان كه در تعليقهء « ص 1190 ، س 14 » ياد كردم ، همهء منبعهاى استوار ، سال 183 را سال بيعت گرفتن براى مأمون درست دانسته اند . مىتوان پنداشت كه « صد و هشتاد و نه » ، تصحيف « صد و هشتاد و سه » باشد ! ص 1194 ، س 12 : « و هرگز كس نگويد كه اندر جهان . . . » عبارت نسخهء ص ( 412 a ) نيز به گونه اى روشنگر عبارت متن است : « هرگز نگويند كز ملوك عجم و اسلام كسى را بدان جا رسيد كه يحيى و پسرانش رسيدند . پس چون كار بخواست گشتن ، بر او دو سه عيب پيدا شد ، يكى از نخستين ( ؟ ) درازى روزگار ، كه هفده سال يحيى وزيرى رانده بود ، از آن گه باز كه مهدى يحيى را بر كشيده بود و به رشيد داده بود ، و كدخدايى رشيد به دست وى اندر نهاد ، و هر كارى را كه مدّت آن دراز شود ، از هر سوى عيب اندر آيد ، خاصه وزيرى » . ص 1196 ، س 20 : « خبر عبد الله الحسنى . . . » همان است كه در سطر 7 ، ص 1195 متن ما با نام « يحيى بن عبد الله الحسنى » آمده است . ص 1200 : استاد شادروان ميرزا عبد العظيم قريب گرگانى ، نسخه اى خطى از تاريخ برامكه را كه از